سلام دوستان از طرف نویسنده این وبلاگ نانی
خانم نانی به من سفارش کرده که به شما بگم تا چند روزی نمیتونه وارد
وبلاگ بشه
به علت مرگ جوانی 23ساله که دیروز عمرش از دست داده عزا داره
خواهشن به شادی روح این جوان فاتحه بخوانید | *| نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط نانی | |
سلام دوستان عزیز مرسی که بهم سر میزنید
یک خواهشی دارم ممنونتون میشم 
با کلیک به این ستاره ها به وبلاگ من رای دهید  | *| نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 5:17 قبل از ظهر توسط نانی | |
عشــــــــــق 
عشق يعني يار بي پرواي من
همدم تنهايي و شبهاي من
عشق يعني ذره ذره اشتياق
آتشي بر دل ز بيداد فراق
عشق يعني من اسير دام تو
كشته آن عشق بي فرجام تو
عشق يعني شمعي و پروانه اي
سر نهادن بر در جانانه اي
عشق يعني بلبلي در باغ گل
ناله زن با سوز دل در داغ گل
عشق يعني عاقبت پر سوختن
چشم اميدي به در بر دوختن
عشق يعني رستن از كون و مكان
پر كشيدن تا وراي آسمان
عشق يعني قلب صادق قلب پاك
از جفاي دور گردون سينه چاك
عشق يعني حسرتي در انتظار
انتظار و اشتياقي بي شمار
| *| نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 0:40 قبل از ظهر توسط نانی | |
بمون

به آرزوی دیدنت تا خودآسمون میرم ابرارو آتیش میزنم چشمای ماه و میگیرم
رو شونههای عطر تو خورشید و پر پر میکنم میون پرسههای شب عشق تو باور میکنم
هنوز تو اینهٔ چشات شرم گلهای مریمه با تو حریم لحظه هام غرق نسیم و شبنمه
نگاه ناز تو مثل یه معبد مقدسه تو که نباشی عشق من دنیا به آخر میرسه
دستتو میگیرم بمون، من بی تو میمیرم بمون! | *| نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط نانی | |
بوســــــــه مگر چیست

بوسه مگر چیست فشار دو لب است ♥♥♥این گناه نیست چه روز چه شب است
بوسه یعنی وصل شیرین دو لب♥♥♥بوسه یعنی عشق در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق ♥♥♥بوسه یعنی آتش و گرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی ♥♥♥طعم شرینی به رنگ سادگی
بوسه یعنی آغاز برای ما شدن ♥♥♥لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه بر می دارد این شرم از میان ♥♥♥بوسه یعنی شادی و شور ونشاط
بوسه یعنی عشق خالی از گناه ♥♥♥ بوسه آتش میزند بر جسم وجان
بوسه یعنی قلب تو از آن من♥♥♥ بوسه یعنی تو همیشه مال من
 | *| نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط نانی | |
روی قبرم بنویسید
.gif) .gif) .gif) .gif)
کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت
چه تفاوت است که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون شد و رفت
روز میلاد همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
دختری که ساده یک روز کبوتر شد و رفت
.gif) .gif) .gif) .gif) | *| نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط نانی | |
مسیحا میشوم

.gif) .gif) .gif)
عاقبت از عشق تو خاك كليسا ميشوم
ميكشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم
انقدربنشينم در كشتي عشقت روز و شب
يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم
.gif) .gif) .gif) | *| نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط نانی | |
بازار نامردی 

دراین بازار نامردی به دنبال چی میگردی؟
نمی یابی نشان هرگز تواز عشق و جوانمردی
برو بگذار از این بازار.از این مست و طنازی
اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو میبازی
 | *| نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 7:2 قبل از ظهر توسط نانی | |
یک نفــــــر

شانه هایم زیر بار غم شکست
شاخه های سبز امید شکست
عشق ما در شیشه فرهاد بود
عشق شیرین ریشه اش در خاک بود
هیچ کس حرف صداقت را نزد
هیچ کس دل را بر این دریا نزد
یک نفر امروز در چشمم شکست
یک نفر بار سفر بست و گسست
یک نفر با خاطراتم دور شد
یک نفر با قصه ها محشور شد
 | *| نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 6:36 قبل از ظهر توسط نانی | |
رفتــــــــم | *| نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 6:29 قبل از ظهر توسط نانی | |
برنـــــــگرد
.gif) .gif) .gif)
برنگرد
که برنمیکردی تو هیچوفت
نمیخوام داشته باشمت .نترس!
فقط بیا
در خزان خواسته هام
کمی قدم بزن
تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است
.gif) .gif) .gif) | *| نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 5:29 قبل از ظهر توسط نانی | |
به چی میخندی

به چه میخندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟
به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟
به چه میخندی؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟
یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟
به چه میخندی تو؟ به دل ساده ی من که دگر تا ابد نیز به فکر خود نیست؟
خنده دار است.....بخند!
| *| نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط نانی | |
دختر 
.gif) .gif) .gif) .gif) .gif)
من اگر دختر نفرین شده ی تقدیرم
اگر از راز جهان وارث یک احساسم
تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی
که فقط لایق آتش زدنی....
تا دل شکنی شیوه ی آمال تو شد
چون سایه دل خلق به دنبال تو شد
دانی که به پایت زچه آسیب رسید؟
از بس که دل شکسته پامال تو شد....
.gif) .gif) .gif) .gif) .gif) | *| نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 10:24 بعد از ظهر توسط نانی | |
کهنه فروش

.gif) .gif) .gif) .gif)
کهنه فروشی داد می زد.
کفش های پاره می خرم.
شیشه شکسته می خرم.
لامپ شکسته می خرم.
بی اختیار فریاد زدم.
کهنه فروش قلب شکسته می خری
.gif) .gif) .gif) .gif) | *| نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط نانی | |
قلب شکسته 

گفتمش دل میخری پرسید چند ؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده كردو دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل زدستش روی خاك افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود
 | *| نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط نانی | | |